
یه گوشه میشینم بغض گلومو می گیره
نگام به چشماته اشک از چشام میره
تو دستامو ميگيري ولي دستايه من سرده...
نگام هنوز به چشماته اشک دنيامو ميگيره
من مرگو ميبينم تو هنوز همه دنيامي
تو نجاتم نميدي از مردن با اينکه ميتوني
تو اروم ميگي برگرد ولي من يه عمره رفتم ...
گناهم فقط اين بود که بي تو ، با تو بودم
داره غروب ميشه من هنوز به چشمات خيره ام
نميتونم چيزي بگم چون هنوزم دوست دارم
تو با دستايه مهربونت اشکامو پاک ميکني
ولي حيف که چقدر دير به يادم افتاد
تو بخند من طاقت ديدنه اشکاتو ندارم ...
ميخوام اين دم اخر تو اغوش گرمه تو بميرم
<<ممنون از داداش حسین کـه این شعر قشنگـــ و گفتهـ >>
برچسب: حیف,عشق,دوستت دارم,بغض,چشماتدنیای منی,میرم,
نویسنده: qazale&kimia